pajoohaan.ir

  ذهن فعال یاد گیرنده
مادامی که با مقوله‌ی یادگیری مواجه هستیم، مغز هم موضوعی مرتبط با آن است که گاهی عدم توجه به آن و توجه بیش از حد به متغیرهای دیگر در یادگیری، مسیر رشته و ترقی تعلیم و تربیت را به بیراهه می‌کشاند. امروزه بیش از پیش آشنایی معلمان با پژوهش‌های پیرامون مغز و ذهن دانش آموزان یک امر ضروری است. کتاب حاضر، پیرامون ارتباط بین مغز و آموزش و پرورش مطالبی را ارائه نموده است که دانستن آن برای هر معلمی نیاز است.
واژه تعلیم و تربیت از ریشه لاتین گرفته شده که به معنای راهنمایی جهت‌دار یادگیری است ( گواسوامی، 2004 ). علم عصب نیز علمی است که فرآیندهای یادگیری مغز را از سطح مولکولی و سلولی تا نظام‌های عصبی را بررسی می‌کند. در حقیقت مطالعه یادگیری، علوم تعلیم و تربیت و عصب را به یکدیگر پیوند می‌زند ( گواسوامی، 2004 ). از طرف دیگر مهمترین هدف نظام های آموزشی کمک به دانش‌آموزان در جهت ساختن معنای بیشتری از خود، دیگران و محیط پیرامونشان می‌باشد ( برودی، 2002 ). خلق معنا نیز عملکرد محوری مغز است ( جنسن، 2000 ) که از طریق یادگیری صورت می‌پذیرد. بنابراین می‌توانیم یادگیری و تعلیم و تربیت را از چشم‌انداز بیولوژیک بدین‌گونه تعریف نماییم: (( فرآیندهای شکل‌دهی ارتباطات نورونی در پاسخ به محرک‌های محیطی بیرونی و کنترل و افزودن مناسب این محرک‌ها )). پس یادگیری و تعلیم و تربیت می‌تواند به عنوان رشته‌ای جدید از علوم طبیعی در نظر گرفته شود که قلمرو آن کل حیطه‌ی زندگی انسان و اموری نظیر محیط جنینی، مراقبت از کودک، اکتساب زبان، تعلیم و تربیت عمومی و خصوصی و توان‌بخشی را دربرمی‌گیرد ( گوسوامی، 2004 ). این قلمرو نوین را با عناوین مختلفی نظیر: ذهن، مغز و تعلیم‌ وتربیت ( انصاری و کاچ، 2006 )، مغز و تعلیم وتربیت ( گواسوامی، 2004 ;، 2002، پوسنر و روت بارت، 2005 ) تعلیم و تربیت مغز‌محور یا سازگار با مغز ( بروئر، 1997، جنسن، 2000 ) نامیده‌اند.

continue_text

for_you

related_books

more